شمارهٔ 31
Toggle stanza 1راهی که درو پای ز سر باید کرد
11
راهی که درو پای ز سر باید کرد
ره توشه درو خون جگر باید کرد
22
خواهی که ازین راه خبردار شوی
خود را ز دو کون بیخبر باید کرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
از جزو به سوی کل سفر باید کرد
وز کل به کل نیز گذر باید کرد
عطارمختارنامهباب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدنشمارهٔ 16
پیوسته به چشم دل نظر باید کرد
وانگه به درونِ جان سفر باید کرد
عطارمختارنامهباب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقاشمارهٔ 42
در بادیهای که پا ز سر باید کرد
هر روز سفر نوع دگر باید کرد
عطارمختارنامهباب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید داردشمارهٔ 48
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

