عطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 8شمارهٔ 8شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ینخواهمبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 1تا با سگ نفس همنشین خواهم بود11نقل کریںتا با سگ نفس همنشین خواهم بوددر خرمن شرک خوشه چین خواهم بود22نقل کریںبسیار بکوشیدم و بِهْ مینشودتا آخر عمر همچنین خواهم بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم که شد از نفس پلیدم، دل، پاکدردا که نشد پاک و شد از درد هلاکعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 7اگلی نظمهر دم سگ نفس با دلم باز نهدبا سوز دلم ستیزهای ساز نهدعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 9◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمیان معاویه و عقیل بن ابی طالب دوستی تمام بود و مصاحبت بر دوام. روزی در راه محبتشان خاری افتاد و بر چهره مودتشان غباری نشست عقیل از معاویه ببرید و از آمد و شد مجلس او پای درکشید.معاویه عذرخواهان به وی نوشت که ای مطلب اعلای بنی عبدالمطلب و ای مقصد اقصای آل قصی و ای آهوی نافه گشای عبدمناف و ای منبع مکارم بنی هاشم، آیت نبوت در شأن شماست و عز رسالت در خاندان شما، کجا شد آن همه بزرگواری و حلم و بردباری، باز آی که از رفته پشیمانم و از گذشته پریشان.جامی»بهارستان»روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)»بخش 10◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم که شد از نفس پلیدم، دل، پاکدردا که نشد پاک و شد از درد هلاکعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 7
اگلی نظمهر دم سگ نفس با دلم باز نهدبا سوز دلم ستیزهای ساز نهدعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 9
میان معاویه و عقیل بن ابی طالب دوستی تمام بود و مصاحبت بر دوام. روزی در راه محبتشان خاری افتاد و بر چهره مودتشان غباری نشست عقیل از معاویه ببرید و از آمد و شد مجلس او پای درکشید.معاویه عذرخواهان به وی نوشت که ای مطلب اعلای بنی عبدالمطلب و ای مقصد اقصای آل قصی و ای آهوی نافه گشای عبدمناف و ای منبع مکارم بنی هاشم، آیت نبوت در شأن شماست و عز رسالت در خاندان شما، کجا شد آن همه بزرگواری و حلم و بردباری، باز آی که از رفته پشیمانم و از گذشته پریشان.جامی»بهارستان»روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)»بخش 10