Toggle stanza 1
جان معنی لطف و قهر نتواند بود
1

جان معنی لطف و قهر نتواند بود

دانندهٔ سرِّ دهر نتواند بود

2

چون هر که چشید زهر در حال بمرد

کس واقف طعم زهر نتواند بود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور