شمارهٔ 26
Toggle stanza 1جان معنی لطف و قهر نتواند بود
11
جان معنی لطف و قهر نتواند بود
دانندهٔ سرِّ دهر نتواند بود
22
چون هر که چشید زهر در حال بمرد
کس واقف طعم زهر نتواند بود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
جان معنی لطف و قهر نتواند بود
دانندهٔ سرِّ دهر نتواند بود
چون هر که چشید زهر در حال بمرد
کس واقف طعم زهر نتواند بود
فارسی متن کا ماخذ: گنجور