Toggle stanza 1
دل گفت: «رهِ زلف تو چون کوتاهی است»
1

دل گفت: «رهِ زلف تو چون کوتاهی است»

چون دید که نیست هر زمانش آهی است

2

در زلفِ تو میرفت و به زاری میگفت:

«یا رب چه دراز و بس پریشان راهی است!»

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور