Toggle stanza 1
آن را که ز سلطان یقین تمکین نیست
1

آن را که ز سلطان یقین تمکین نیست

گو از بر من برو که او را دین نیست

2

دریای عجایب است در سینهٔ من

لیکن چه کنم که یک عجایب بین نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور