شمارهٔ 38
Toggle stanza 1آن را که ز سلطان یقین تمکین نیست
11
آن را که ز سلطان یقین تمکین نیست
گو از بر من برو که او را دین نیست
22
دریای عجایب است در سینهٔ من
لیکن چه کنم که یک عجایب بین نیست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
آن را که ز سلطان یقین تمکین نیست
گو از بر من برو که او را دین نیست
دریای عجایب است در سینهٔ من
لیکن چه کنم که یک عجایب بین نیست
فارسی متن کا ماخذ: گنجور