Toggle stanza 1
ای گوهر کانِ فضل و دریای علوم
1

ای گوهر کانِ فضل و دریای علوم

وز رای تو دُرِّ دُرجِ گردون منظوم

2

بر هفت فلک ندید و در هشت بهشت

نُه چرخ، چو تو، پیشروِ ده معصوم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنم که به عهد عشقبازی گروم

حاشا که به غیر عشقبازی گروم

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 8

بر شاه حبش زنیم و بر قیصر روم

پیشانی شیر برنویسیم رقوم

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1178

قومیکه چو آفتاب دارند قدوم

در صدق چو آهنند و در لطف چو موم

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1271

آورده‌اند که پادشاهی بود، عالمی، عادلی، خدای ترسی، رعیت پرسی خداوندا! پادشاه عهد ما را برداد و عدل و انصاف ثابت دار و آن پادشاه را امیران بودند. بعضی اهل قلم که تدبیر ملک را از مدبرات امر تعلیم کرده بودند. قلمشان چون قلم فرشته در دست راست، نرفتی الا به خیرات. مکرو تزویر و مظلوم شکنی را زهره نبودی که گرد دفتر و قلمشان گشتی. دفترهای ایشان، در دیوان روشنایی دادی، همچون نامهٔ مؤمنان در دیوان قیامت و بعضی بندگان، اهل شمشیر و عَلَمْ بودند، جانباز.

در رزم چو آهنیم و در بزم چو موم

رومیمجالس سبعهالمجلس الثالثحکایت

شرطست که بهر ضبط آداب و رسوم

خیزد بعد از نبی امام معصوم

غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 86

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور