شمارهٔ 53
Toggle stanza 1هر لحظه مرا چو شمع سوز افزون شد
11
هر لحظه مرا چو شمع سوز افزون شد
وز گریه کنارم چو شفق پُر خون شد
22
در عشق کسی درست آید که چو شمع
از پای درآمد و به سر بیرون شد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
افسوس که سرمایه ز کَف بیرون شد
در پایِ اَجَل بسی جگرها خون شد!
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 36
افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
وز دستِ اَجَل بسی جگرها خون شد
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 62
هر دل که نه در زمانه روز افزون شد
نتوان گفتن که حال آن دل چون شد
عطارمختارنامهباب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرمشمارهٔ 17
عطار به درد از جهان بیرون شد
در خاک فتاد و با دلی پُر خون شد
عطارمختارنامهباب پنجاهم: در ختم كتابشمارهٔ 47
جانا ز غم عشق تو جانم خون شد
هر دم ز تو دردی دگرم افزون شد
عطارمختارنامهباب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقاشمارهٔ 49
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

