Toggle stanza 1
دوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست
1

دوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست

در عشق دمِ سرد و دلِ گرمت نیست

2

گفتم: «برهان مرا ز من، ای همه تو!»

گفتا که کیی تو، خویش را شرمت نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور