شمارهٔ 3
Toggle stanza 1چون نیست رهی به هیچ سوئی کس را
11
چون نیست رهی به هیچ سوئی کس را
جز خون خوردن نماند رویی کس را
22
هر کس گوید که کردم آن دریا نوش
خود تر نشد از وی سر مویی کس را
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
چون نیست رهی به هیچ سوئی کس را
جز خون خوردن نماند رویی کس را
هر کس گوید که کردم آن دریا نوش
خود تر نشد از وی سر مویی کس را
فارسی متن کا ماخذ: گنجور