Toggle stanza 1
در جنب رخت چو ماه میننماید
1

در جنب رخت چو ماه میننماید

میگردد و میکاهد و میافزاید

2

از غیرت روی همچو خورشید تو ماه

دیرست که ماهتاب میپیماید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن یار که از طبیب دل برباید

او را دارو طبیب چون فرماید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 506

ای دل اگرت رضای دلبر باید

آن باید کرد و گفت کو فرماید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 551

این واقعه را سخت بگیری شاید

از کوشش عاجزانه کاری ناید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 571

بی‌من به زبان من سخن می‌آید

من بی‌خبرم از آنکه می‌فرماید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 599

در می‌طلبی ز چشمه در بر ناید

جوینده در به قعر دریا باید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 680

شاد آنکه ز دور ما یار ما بنماید

چون بچهٔ خرد آستین برخاید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 737

کاری ز درون جان میباید

وز قصه شنیدن این گره نگشاید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 777

گر در طلبی ز چشمه در بر ناید

جویندهٔ در به قعر دریا باید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 782

معشوقه خانگی بکاری ناید

کو عشوه نماید و وفا ننماید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 823

هل تا برود سرش به دیوار آید

سر بشکند و جامه به خون آلاید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 856

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور