Toggle stanza 1
شمع آمد و گفت: کشتهٔ ایامم
1

شمع آمد و گفت: کشتهٔ ایامم

سرگشتهٔ روزگارِ نافرجامم

2

با آن که بریدهاند صد بار سرم

شیرینی انگبین نرفت از کامم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور