شمارهٔ 94
Toggle stanza 1شمع آمد و گفت: کشتهٔ ایامم
11
شمع آمد و گفت: کشتهٔ ایامم
سرگشتهٔ روزگارِ نافرجامم
22
با آن که بریدهاند صد بار سرم
شیرینی انگبین نرفت از کامم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
شمع آمد و گفت: کشتهٔ ایامم
سرگشتهٔ روزگارِ نافرجامم
با آن که بریدهاند صد بار سرم
شیرینی انگبین نرفت از کامم
زمین
فارسی متن کا ماخذ: گنجور