شمارهٔ 98
Toggle stanza 1شمع آمد و گفت: از سر دردی که مراست
11
شمع آمد و گفت: از سر دردی که مراست
اشک افشانم بر رخ زردی که مراست
22
هر چند که اشک من ز آتش خیزد
افسرده شود از دم سردی که مراست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
شمع آمد و گفت: از سر دردی که مراست
اشک افشانم بر رخ زردی که مراست
هر چند که اشک من ز آتش خیزد
افسرده شود از دم سردی که مراست
فارسی متن کا ماخذ: گنجور