شمارهٔ 74
Toggle stanza 1بیچاره دلِ من که غمِ جانش نیست
11
بیچاره دلِ من که غمِ جانش نیست
در درد بسوخت و هیچ درمانش نیست
22
گفتم که سرِ زلفِ تو دستش گیرد
در پای فکندی که سر آنش نیست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
بیچاره دلِ من که غمِ جانش نیست
در درد بسوخت و هیچ درمانش نیست
گفتم که سرِ زلفِ تو دستش گیرد
در پای فکندی که سر آنش نیست
فارسی متن کا ماخذ: گنجور