فی فضیلة امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه
Toggle stanza 1خواجهٔ شرع آفتاب جمع دین
11
خواجهٔ شرع آفتاب جمع دین
ظل حق فاروق اعظم شمع دین
22
ختم کرده عدل و انصافش به حق
در فراست بوده بر وحیش سبق
33
آنک حق طاها برو خواند از نخست
تا مطهر شد ز طاها و درست
44
های طاها در دل او های و هوست
فرخ آنک از های و هو درهای هوست
55
آنک دارد بر صراط اول گذر
هست او از قول پیغمبر عمر
66
آنک اول حلقه دار السلام
او بدستآرد زهی عالی مقام
77
چون نخستش حق نهد در دست دست
آخرش با خود برد آنجا که هست
88
کار دین از عدل او انجام یافت
نیل جنبش، زلزله آرام یافت
99
شمع جنت بود واندر هیچ جمع
هیچ کس را سایهای نبود ز شمع
1010
شمع را چون سایهای نبود ز نور
چون گریخت از سایه او دیو دور
1111
چون سخن گفتی حقیقت بر زفانش
از رای قلبی خدا گشتی عیانش
1212
گه ز درد عشق جان میسوختش
گه ز نطق حق زفان میسوختش
1313
چون نبی دیدش که او میسوخت زار
گفت شمع جنت است این نامدار
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

