(9) سؤال کردن مردی از مجنون
Toggle stanza 1رفیقی گفت با مجنون گمراه
11
رفیقی گفت با مجنون گمراه
که لیلی مُرد گفت الحمدلله
22
چنین گفت او که ای شوریده دین تو
چو میسوزی چرا گوئی چنین تو
33
چنین گفت او که چون من بهره زان ماه
ندیدستم نبیند هیچ بد خواه
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

