(9) حکایت در ذمّ دنیا
Toggle stanza 1یکی پرسید ازان دانای فتوی
11
یکی پرسید ازان دانای فتوی
که چه بهتر بوَد از مالِ دنیی
22
چنین گفت او که مالی کان نباشد
که گر باشد به جز تاوان نباشد
33
که گر مالی ز دنیا افتد آغاز
ترا آن مال دارد از خدا باز
44
ولی کی ارزد آن مال جهانی
که از حق باز مانی تو زمانی
55
چو از حق باز میدارد ترا مال
پس آن بهتر که نبود در همه حال
66
ترا چون عیش دنیا راه زن شد
کجا در دین توانی بُت شکن شد
77
همه عمرت شبست ای خفتهٔ راه
نه از روزی نه از بیداری آگاه
88
چو روزت صبح گرداند بزودی
که تو در عشق بازی با که بودی
99
هر آن ساعت که نه در عشقِ دینی
حریف اژدهای آتشینی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

