جواب پدر
Toggle stanza 1پدر گفتش که حرصت غالب آمد
11
پدر گفتش که حرصت غالب آمد
دلت زان کیمیا را طالب آمد
22
چه خواهی کرد دنیای دَنی را
سرای مَکر و جای دشمنی را
33
که دنیا هست زالی هفت پرده
برای صیدِ تو هر هفت کرده
44
همی بینم ز حرصت رفته آرام
بیارام ای چو مرغ افتاده در دام
55
که مرغ حرص را خاکست دانه
ز خاکش سیری آید جاودانه
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

