غزل شمارهٔ 30
Toggle stanza 1اینت گم گشته دهانی که توراست
11
اینت گم گشته دهانی که توراست
وینت نابوده میانی که توراست
22
از دو چشم تو جهان پرشور است
اینت شوریده جهانی که توراست
33
جادوان را به سخن خشک کنی
خه زهی چربزبانی که توراست
44
آخر این ناز تو هم در گذرد
چند مانده است زمانی که توراست
55
گفتی از من شکری باید خواست
اینت آشفته دهانی که توراست
66
چون بهای شکرت صد جان است
چه کنم نیمهٔ جانی که توراست
77
مده ای ماه کسی را شکری
که شکر هست زبانی که توراست
88
خط معزولی حسن تو دمید
سست ازآن گشت عنانی که توراست
99
قیر شد گرد رخت غالیه گون
خطت از غالیه دانی که توراست
1010
چون خط او بدمد ای عطار
کم شود آه و فغانی که توراست

