غزل شمارهٔ 591
Toggle stanza 1در چه طلسم است که ما ماندهایم
11
در چه طلسم است که ما ماندهایم
با تو به هم وز تو جدا ماندهایم
22
نی که تویی جمله و ما هیچ نه
مانده تویی ما ز کجا ماندهایم
33
از همه معنی چو تویی هرچه هست
پس به چه معنی من و ما ماندهایم
44
رشته چو یکتاست در اصلی که هست
پس ز برای چه دوتا ماندهایم
55
چون تو سزاوار وجودی و بس
ما نه به حق نه به سزا ماندهایم
66
چون همه تو ما همه هیچ آمدیم
ای همه تو هیچ چرا ماندهایم
77
چون همه نه با تو و نه بی توییم
نه به بقا نه به فنا ماندهایم
88
در خم چوگان سر زلف تو
گوی صفت بی سر و پا ماندهایم
99
پاک کن از ما دل ما زانکه ما
سوختهٔ خوف و رجا ماندهایم
1010
ما چو فریدیم نه نیک و نه بد
کز دو جهان فرد تو را ماندهایم

