Toggle stanza 1
ای ذره‌ای از نور تو بر عرش اعظم تافته
1
ای ذره‌ای از نور تو بر عرش اعظم تافته
از عرش اعظم در گذر بر هر دو عالم تافته
2
آن ذره ذریت شده‌، خورشید‌ِ خاصیّت شده
سر تا قدم نیت شده‌، بر جان آدم تافته
3
اولاد پیدا آمده‌، خلقی به صحرا آمده
پس بی‌محابا آمده بر بیش و بر کم تافته
4
یک موی تو در صبحدم بر گاو و آهو زد رقم
مشک است یا عنبر به‌هم موی تو بر هم تافته
5
بر عاشقان روی تو بر ساکنان کوی تو
در پرتو یک موی تو کاری است معظم تافته
6
عکس رخت از نُه فلک بگذشته تا پشت سمک
بی‌واسطه بر یک‌به‌یک نوری مسلّم تافته
7
گه جان‌ِ پُر اسرار را‌، کرده فدا دیدار را
گاهی دل عطار را عشقت به یک‌دم تافته

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور