غزل شمارهٔ 109
شاعر: عطار
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قافیہ: ربایستنیست
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1از تو کارم همچو زر بایست نیست
11
از تو کارم همچو زر بایست نیست
وز وصال تو خبر بایست نیست
22
تا کی آخر از فراقت کار من
با وصالت به بتر بایست نیست
33
تا بگریم در فراقت زار زار
عالمی خون جگر بایست نیست
44
چون بدادم دل به تو بر یک نظر
در منت به زین نظر بایست نیست
55
چون شکر داری بسی با عاشقان
یک سخن همچون شکر بایست نیست
66
من ز سر تا پای فقر و فاقهام
من تو را خود هیچ در بایست نیست
77
چون درآیی از درم بهر نثار
عالمی پر گنج زر بایست نیست
88
چون بدیدم دلشده عطار را
بر کف پای تو سر بایست نیست

