غزل شمارهٔ 413
شاعر: عطار
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قافیہ: نیداریهنوز
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1عمر رفت و تو منی داری هنوز
11
عمر رفت و تو منی داری هنوز
راه بر ناایمنی داری هنوز
22
زخم کاید بر منی آید همه
تا تو میرنجی منی داری هنوز
33
صد منی میزاید از تو هر نفس
وی عجب آبستنی داری هنوز
44
پیر گشتی و بسی کردی سلوک
طبع رند گلخنی داری هنوز
55
همرهان رفتند و یاران گم شدند
همچنان تو ساکنی داری هنوز
66
روز و شب در پرده با چندین ملک
عادت اهریمنی داری هنوز
77
روی گردانیدهای از تیرگی
پشت سوی روشنی داری هنوز
88
دلبرت در دوستی کی ره دهد
چون دلی پر دشمنی داری هنوز
99
میزنی دم از پی معنی ولیک
تو کجا آن چاشنی داری هنوز
1010
در گریبان کش سر و بنشین خموش
چون بسی تر دامنی داری هنوز
1111
خویشتن را میکش و میکش بلا
زانکه نفس کشتنی داری هنوز
1212
رهبری چون آید از تو ای فرید
چون تو عزم رهزنی داری هنوز

