غزل شمارهٔ 350
Toggle stanza 1هر که را ذوق دین پدید آید
11
هر که را ذوق دین پدید آید
شهد دنیاش کی لذیذ آید
22
چه کنی در زمانهای که درو
پیر چون طفل نا رسید آید
33
آنچنان عقل را چه خواهی کرد
که نگونسار یک نبید آید
44
عقل بفروش و جمله حیرت خر
که تو را سود زین خرید آید
55
این نه آن عالمی است ای غافل
که درو هیچکس پدید آید
66
نشود باز این چنین قفلی
گر دو عالم پر از کلید آید
77
گر در آیند ذره ذره به بانگ
آن همه بانگ ناشنید آید
88
چه شود بیش و کم ازین دریا
خواجه گر پاک و گر پلید آید
99
هر که دنیا خرید ای عطار
خر بود کز پی خوید آید
زمین

