غزل شمارهٔ 573
Toggle stanza 1بی رخت در جهان نظر چکنم
11
بی رخت در جهان نظر چکنم
بی لبت عالمی شکر چکنم
22
رویت ای ترک اگر نخواهم دید
زحمت هندوی بصر چکنم
33
چون دریغ آیدم رخت به نظر
رخت آلودهٔ نظر چکنم
44
دو جهان گرچه سخت با خطر است
من خطیری نیم خطر چکنم
55
چون سر موی تو به از دو جهان
از سر کوی تو گذر چکنم
66
گر عزیز است عمر مختصر است
من بدین عمر مختصر چکنم
77
همه عالم جمال و آواز است
چشم کور است و گوش کر چکنم
88
چون خبر دادن از تو ممکن نیست
من حیران بی خبر چکنم
99
گرچه جان موج میزند از تو
چون زبان نیست کارگر چکنم
1010
چون ز کاهی بسی ضعیف ترم
دست با کوه در کمر چکنم
1111
گر کنم صد هزار قرن سجود
هیچ باشد من این قدر چکنم
1212
گفته بودی که خشک و تر در باز
با لب خشک و چشم تر چکنم
1313
آتش دل به است بی تو مرا
بی تو با آب بر جگر چکنم
1414
گفتیم بال و پر زن از طلبم
چون ز هم ریخت بال و پر چکنم
1515
چون مسافر تویی و من هیچم
من هیچ آخر این سفر چکنم
1616
چون تو جویندهٔ خودی بر من
من سرگشته پا و سر چکنم
1717
چون درونی تو و برون کس نیست
من چو حلقه برون در چکنم
1818
در درون کش مرا و محرم کن
تا تو باشی همه دگر چکنم
1919
محو شد درغم تو فرد فرید
فرد باید مرا حشر چکنم

