Toggle stanza 1
اگر ز زلف توام حلقه‌ای به گوش رسد
1
اگر ز زلف توام حلقه‌ای به گوش رسد
ز حلق من به سپهر نهم خروش رسد
2
ز فرط شادی وصلش به قطع جان بدهم
اگر ز وصل توام مژده‌ای به گوش رسد
3
در آن زمان همه خون دلم به جوش آید
که تو ز پس نگری زلف تو به دوش رسد
4
ز زلف تو به دلم چون هزار تاب رسید
کنون چو بحر دلم را هزار جوش رسد
5
نشسته‌ام به خموشی رسیده جان بر لب
که یک شرابم از آن لعل سبزپوش رسد
6
چو هست لعل لبت را هزار تنگ شکر
نیفتدت که نصیبی بدین خموش رسد
7
اگر ز لعل توام یک شکر نصیب افتد
فرید مست به محشر شکر فروش رسد

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور