Toggle stanza 1
عشق جمال جانان دریای آتشین است
1
عشق جمال جانان دریای آتشین است
گر عاشقی بسوزی زیرا که راه این است
2
جایی که شمع رخشان ناگاه بر فروزند
پروانه چون نسوزد کش سوختن یقین است
3
گر سر عشق خواهی از کفر و دین گذر کن
کانجا که عشق آمد چه جای کفر و دین است
4
عاشق که در ره آید اندر مقام اول
چون سایه‌ای به خواری افتاده در زمین است
5
چون مدتی برآید سایه نماند اصلا
کز دور جایگاهی خورشید در کمین است
6
چندین هزار رهرو دعوی عشق کردند
برخاتم طریقت منصور چون نگین است
7
هرکس که در معنی زین بحر بازیابد
در ملک هر دو عالم جاوید نازنین است
8
کاری قوی است عالی کاندر ره طریقت
بر هر هزار سالی یک مرد راه‌بین است
9
تو مرد ره چه دانی زیرا که مرد ره را
اول قدم درین ره بر چرخ هفتمین است
10
عطار اندرین ره جایی فتاد کانجا
برتر ز جسم و جان است بیرون ز مهر و کین است

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور