بخش 28 - در بیان اربعین ثانی
Toggle stanza 1پس آنگه ساز و ترتیب سفر کن
11
پس آنگه ساز و ترتیب سفر کن
بکلی خویش را از خود بدر کن
22
تو اصل کار خود را نیستی دان
که از هستی نیابی ذوق ایمان
33
بساز از جان تو ساز اربعینت
که تا ایزد بود یار و معینت
44
برآور اربعین ثانی ای یار
تهی از خود شو و فارغ از اغیار
55
بفکر اندر شده مستغرق وقت
بری گشته ز شکر و کبر و ازمقت
66
بذکر اندر زبان با دل موافق
بدار ای جان که تا باشی توصادق
77
مکن ذکری به جز تهلیل جانا
که تهلیست بهتر ذکر دانا
88
دل خود را بجد و جهد میجوی
که تا گاهیت بنماید ترا روی
99
اگر روی دل خود بازیابی
تمامت برگ خود را ساز یابی
1010
مگردان قوت خود کمتر ز پنجاه
مباش ایمن ز نقش خویش در راه
1111
بقدر طاقت خود خواب کن دور
ز بیخوابی مشو یکباره رنجور
1212
شب هر جمعهٔ بیدار میباش
بجان و دل تو اندر کار میباش
1313
چنان میکوب این در را بحرمت
که بگشایند و بخشایند جرمت
1414
بدین سان اربعینی چون برآری
بدان در ره ز معنی برقراری
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

