بخش 3 - الحکایه و التمثیل
Toggle stanza 1بشب حلاج را دیدند در خواب
11
بشب حلاج را دیدند در خواب
بریده سر بکف با جام جلاب
22
بدو گفتند چونی سر بریده
بگو تا چیست این جام گزیده
33
چنین گفت او که سلطان نکونام
بدست سر بریده میدهد جام
44
کسی این جام معنی میکند نوش
که کردست او سر خود را فراموش
55
نخستین جسم خود در اسم درباز
پس آنگه جان زبعد اسم درباز
66
چنان در اسم او کن جسم پنهان
که میگردد الف در بسم پنهان
77
چو جسمت رفت جان را کن مصفا
برآی ازجان و گم شو در مسما
88
یکی دریاست زو علم گرفته
همه موجش دل آدم گرفته
99
کجا این موج دریا مینشیند
که دریا چیست در ما مینشیند
1010
مرا باید که جان و تن بماند
وگر هر دو بماند من نماند
1111
من و تو یک من زهرست در کار
که ز آن یک جو شده کوهی نگوسار
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

