بخش 4 - الحکایه و التمثیل
Toggle stanza 1شنودم من که موشی در بیابان
11
شنودم من که موشی در بیابان
مگر دید اشتری را بی نگهبان
22
مهارش سخت بگرفت و دوان شد
که تا اشتر بآسانی روان شد
33
چو آوردش بسوراخی که بودش
نبودش جای آن اشتر چه سودش
44
بدو گفت اشتر ای گم کرده راهت
من اینک آمدم کو جایگاهت
55
ترا چون نیست از سستی سرخویش
بدین عدت مرا آری بر خویش
66
کجا آید برون تنگ روزن
چو من اشتر بدین سوراخ سوزن
77
برو از جان خود برگیر این بار
که اشتر گربه افتادست این کار
88
برو دم درکش ای موش سیه سر
که نتوانی شد اشتر را سیه گر
99
برو ای مور خود را خانهٔ جوی
سخن در خورد خود از دانهٔ گوی
1010
ترا ای مور ازآن دل خوش فتادست
که کیک تو عماری کش فتادست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

