بخش 1 - المقاله السادسه عشر
Toggle stanza 1گرت ملک جهان زیر نگین است
11
گرت ملک جهان زیر نگین است
بآخر جای تو زیر زمین است
22
نماند کس بدنیا جاودانی
بگورستان نگر گر میندانی
33
جهان را چون رباطی با دو در دان
کزین در چون درآیی بگذری زان
44
تو غافل خفته وز هیچت خبرنه
بخواهی مرد گر خواهی وگرنه
55
کسی کش مرگ نزدیکی رسیدست
چنین گویند کو رگ برکشیدست
66
تو هم ای سست رگ بگشای دیده
کز اول بودهٔ رگ برکشیده
77
ترا گر تو گدایی گر شهنشاه
سه گز کرباس و ده خشتست هم راه
88
اگر ملکت ز ماهی تا بماهست
سرانجامت برین دروازه راهست
99
چو بر بندند ناگاهت زنخدان
همه ملک جهان آنجا، زنخ دان
1010
ز هر چیزی که داری کام وناکام
جدا میبایدت شد در سرانجام
1111
بسی کردست گردون دست کاری
نخواهد بود کس را رستگاری
1212
بدین عمری که چندین پیچ دارد
مشو غره که پی بر هیچ دارد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

