غزل شمارهٔ 6
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Metre: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
Rhyme: انهکندمارا
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1بیم است که سودایت دیوانه کند ما را
11
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را
در شهر به بدنامی افسانه کند ما را
22
بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری
ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را
33
در هجر چنان گشتم ناچیز که گر خواهد
زلفت به سر یک مو در شانه کند ما را
44
زان سلسلهٔ گیسو منشورِ نجاتم ده
زان پیش که زنجیرت دیوانه کند ما را
55
زینگونه ضعیف ار من در زلف تو آویزم
مشاطه به جای مو در شانه کند ما را
66
من می زدهٔ دوشم شاید که خیال تو
امروز به یک ساغر مستانه کند ما را
77
چون شمع بتان گشتی پیش آی که تا خسرو
بر آتش روی تو پروانه کند ما را

