Toggle stanza 1
جان به فدات می کنم، بو که از آن من شوی
1
جان به فدات می کنم، بو که از آن من شوی
مرده تنی من ببین، کوش کز آن من شوی
2
شد به بقین دیگران ماه تمام روی تو
چشمه آفتاب شو، گر به گمان من شوی
3
چند به چربی زبان همچو چراغ سوزیم
سوخته عاقبت گهی هم به زبان من شوی
4
گر به فغان من ترا دردسری ست، باز ده
نیستم آن طمع که تو دردستان من شوی
5
سیم بگیرم از برت، گر بکنی عنایتی
وام بخواهم از لبت، گر تو ضمان من شوی
6
برگذر دو چشم من کاب روانست در گذر
پیش که غرقه ناگهان ز آب روان من شوی
7
فتنه خسروی به رخ، پهلوی من نشین دمی
بو که به چیزی از بلا، فتنه نشان من شوی

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor