قطعه شمارهٔ 15
Poet: Hafez
Toggle stanza 1بر سر بازار جانبازان منادی میزنند
11
بر سر بازار جانبازان منادی میزنند
بشنوید ای ساکنان کوی رندی بشنوید
22
دختر رز چند روزی شد که از ما گم شدهست
رفت تا گیرد سر خود، هان و هان حاضر شوید
33
جامهای دارد ز لعل و نیمتاجی از حباب
عقل و دانش بُرد و شد تا ایمن از وی نغنوید
44
هر که آن تلخم دهد حلوا بها جانش دهم
ور بوُد پوشیده و پنهان به دوزخ در روید
55
دختری شبگردِ تندِ تلخِ گلرنگ است و مست
گر بیابیدش به سوی خانهٔ حافظ بَرید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ساقیا، می ده که بیرون سبزه های تر دمید
چون خط سبز جوانان نغز و جان پرور دمید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 658
خاک ازین عالی بنا بر کاخ گردون سرکشید
تا بنای عالم است اینسان عمارت کس ندید
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 20
میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
در گل و گلزار و نسرین روح دیگر بردمید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1011
برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید
همچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 746
میر خوبان را کنون منشور خوبی در رسید
مملکت بر وی سهی شد ملک بر وی آرمید
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 152
ابرِ آذاری برآمد بادِ نوروزی وزید
وَجهِ مِی میخواهم و مُطرب، که میگوید رسید؟
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 240

