غزل شمارهٔ 466
Toggle stanza 1این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
11
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
وین دفتر بیمعنی غرق می ناب اولی
22
چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم
در کنج خراباتی افتاده خراب اولی
33
چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی
هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی
44
من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت
این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی
55
تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست
در سر هوس ساقی در دست شراب اولی
66
از همچو تو دلداری دل برنکنم آری
چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی
77
چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی
رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی

