غزل شمارهٔ 380
Poet: Hafez
Toggle stanza 1بارها گفتهام و بار دگر میگویم
11
بارها گفتهام و بار دگر میگویم
که من دلشده این ره، نه به خود میپویم
22
در پس آینه طوطیصفتم داشتهاند
آن چه استاد ازل گفت بگو، میگویم
33
من اگر خارم و گر گل چمنآرایی هست
که از آن دست که او میکِشدم، میرویم
44
دوستان! عیب من بیدل حیران مکنید
گوهری دارم و صاحب نظری میجویم
55
گر چه با دلق ملمع، مِیِ گلگون عیب است
مکنم عیب کَزو رنگِ ریا میشویم
66
خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است
میسرایم به شب و وقت سحر میمویم
77
حافظم گفت که «خاک در میخانه مبوی»
گو «مکن عیب که من مشک ختن میبویم»
Zameen

