بخش 2 - جنگ هوشنگ نوهٔ کیومرث با دیوان به کینخواهی پدرش سیامک
Toggle stanza 1خجسته سیامک یکی پور داشت
11
خجسته سیامک یکی پور داشت
که نزد نیا جاه دستور داشت
22
گرانمایه را نام هوشنگ بود
تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود
33
به نزد نیا یادگار پدر
نیا پروریده مر او را به بر
44
نیایش به جای پسر داشتی
جز او بر کسی چشم نگماشتی
55
چو بنهاد دل کینه و جنگ را
بخواند آن گرانمایه هوشنگ را
66
همه گفتنیها بدو بازگفت
همه رازها بر گشاد از نهفت
77
که من لشکری کرد خواهم همی
خروشی برآورد خواهم همی
88
تو را بود باید همی پیشرو
که من رفتنیام تو سالار نو
99
پری و پلنگ انجمن کرد و شیر
ز درّندگان گرگ و ببر دلیر
1010
سپاهی دد و دام و مرغ و پری
سپهدار پرکین و کنداوری
1111
پس پشت لشکر کیومرث شاه
نبیره به پیش اندرون با سپاه
1212
بیامد سیه دیو با ترس و باک
همی بآسمان بر پراگند خاک
1313
ز هرّای درّندگان چنگ دیو
شده سست از خشم کیهان خدیو
1414
به هم برشکستند هر دو گروه
شدند از دد و دام دیوان ستوه
1515
بیازید هوشنگ چون شیر چنگ
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ
1616
کشیدش سراپای یکسر دوال
سپهبد برید آن سر بیهمال
1717
به پای اندر افگند و بسپرد خوار
دریده بر او چرم و برگشته کار
1818
چو آمد مر آن کینه را خواستار
سرآمد کیومرث را روزگار
1919
برفت و جهان مردری ماند ازوی
نگر تا که را نزد او آبروی
2020
جهان فریبنده را گرد کرد
ره سود بنمود و خود مایه خْوَرد
2121
جهان سر به سر چو فسانست و بس
نماند بد و نیک بر هیچکس

