غزل شمارهٔ 51
Toggle stanza 1مکن سراغ غبارِ ز پا نشستهٔ ما را
11
مکن سراغ غبارِ ز پا نشستهٔ ما را
رسیده گیر به عنقا پرِ شکستهٔ ما را
22
گذشتهایم به پیری ز صیدگاه فضولی
بس است ناوک عبرت زهِ گسستهٔ ما را
33
فراهم آمدن رنگ و بو ثبات ندارد
به رشتهٔ رگ گل بستهاند دستهٔ ما را
44
هوای گلشن فردوس در قفس بنشاند
خیالِ در پس زانوی دل نشستهٔ ما را
55
ز دام چرخ پس از مرگ هم کجاست رهایی
حساب کیست به مجمر سپندِ جستهٔ ما را
66
بهانهجوی خیالیم واعظ این چه جنون است
به حرف و صوت مسوزان دماغ خستهٔ ما را
77
مگیر خرده به مضمون خونچکیدهٔ بیدل
ستمفشار مکن زخمِ تازهبستهٔ ما را
Zameen

