غزل شمارهٔ 56
Toggle stanza 1شرر تمهید سازد مطلب ما داستانها را
11
شرر تمهید سازد مطلب ما داستانها را
دهد پرواز بسمل مدعای ما بیانها را
22
به جرم ما و من دوریم از سرمنزل مقصد
جرس اینجا بیابان مرگ دارد کاروانها را
33
کدورت چیدهای جدی نما تا بینفس گردی
صفای دیگرست از فیض برچیدن دکانها را
44
ندانم جوش توفان خیال کیست این گلشن
که اشک چشم مرغان کرد گردابآشیانها را
55
به لعل او خط از ما بیشتر دلبستگی دارد
طمع افزونتر از دزدست اینجا پاسبانها را
66
نفس سرمایهٔ بیتابیست، افسردگی تا کی
مکن شمع مزار زندگانی استخوانها را
77
به جز کشتی شکستن ساحل امنی نمیباشد
ز بس وسعت فروبردهست این دریا کرانها را
88
به سعی اشک، کام از دهر حاصل میکنی روزی
که آهت پرّه گردد آسیای سمانها را
99
به افسون مدارا از کجاندیشان مشو ایمن
تواضع در کمین تیر میدارد کمانها را
1010
جهانی آرزوها پخت و سیر آمد ز ناکامی
تنور سرد این مطبخ به خامی سوخت نانها را
1111
من آن عاجز سجودم کز پی طرف جبین من
به دوش باد میآرند خاک آستانها را
1212
تو هم خاموش شو بیدل که من از یاد دیداری
به دوش حیرت آیینه میبندم فغانها را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
زبان برگ بود از ذکر خامش بوستانها را
نسیم نوبهاران کرد گویا این زبانها را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 346
سبک جولان کند شوق سبکروحش گرانها را
به دنبال افکند منزل درین ره کاروانها را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 347
درین وادی چسان آرام باشد کاروانها را
که همدوشیست با ریگ روان سنگ نشانها را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 55

