Toggle stanza 1
اینقدر نقشی که گل کرد از نهان و فاش ما
1
اینقدر نقشی که گل کرد از نهان و فاش ما
صرف رنگی داشت بیرون صدف نقاش ما
2
جمع دار از امتحان جیب عریانی دلت
دست‌ما خالی‌ترست از کیسهٔ قلا‌ش ما
3
زین سلیمانی که دارد دستگاه اعتبار
بر هوا یکسر نفس می‌گسترد فراش ما
4
گرد عبرت در مزار‌ یأس‌ می‌باشد کفن
چشم پوشیدن‌ مگر از ما برد نباش ما
5
محو دیداریم اما از ادب غافل نه‌ایم
شرم نو‌رست آنچه دارد دیدهٔ خفاش ما
6
زندگی موضوع اضدادست صلح اینجا کجاست
با نفس باقیست تا قطع نفس پرخاش ما
7
از جبین تا نقش پا بستیم آیین عرق
این چراغان کرد آخر غفلت عیاش ما
8
بیدل این دیگ خیال از خام‌جوشی‌ها پُر است
شش جهت آتش زنی تا پخته گردد آش ما

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor