حکایت دو روباه که شکار خسرو شدند
Poet: Attar
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
Poetic form: Masnavi
Reciter: آزاده
Toggle stanza 1آن دو روبه چون به هم همبر شدند
11
آن دو روبه چون به هم همبر شدند
پس به عشرت جفت یک دیگر شدند
22
خسروی در دشت شد با یوز و باز
آن دو روبه را ز هم افکند باز
33
ماده میپرسد ز نر، کی رخنهجوی
ما کجا با هم رسیم، آخر بگوی
44
گفت اگر ما را بود از عمر بهر
بر دکان پوستین دوزان شهر
55
دیگری گفتش که ابلیس از غرور
راه بر من میزند وقت حضور
66
من چو با او برنمیآیم به زور
در دلم از غبن آن افتاد شور
77
چون کنم کز وی نجاتی باشدم
وز می معنی حیاتی باشدم
88
گفت تا پیش توست این نفس سگ
از برت ابلیس نگریزد به تگ
99
عشوهٔ ابلیس از تلبیس تست
در تو یک یک آرزو ابلیس تست
1010
گر کنی یک آرزوی خود تمام
در تو صد ابلیس زاید والسلام
1111
گلخن دنیا که زندان آمدست
سر به سر اقطاع شیطان آمدست
1212
دست از اقطاع او کوتاه دار
تا نباشد هیچ کس را با تو کار

