Toggle stanza 1
طوطی آمد با دهان پر شکر
1
طوطی آمد با دهان پر شکر
در لباس فستقی با طوقِ زر
2
پشه گشته باشه‌ای از فر او
هر کجا سرسبزیی از پر او
3
در سخن گفتن شکرریز آمده
در شکر خوردن پگه خیز آمده
4
گفت: هر سنگین‌دل و هر هیچ‌کس
چون منی را آهنین سازد قفس
5
من در این زندانِ آهن مانده باز
زآرزوی آب خضرم در گداز
6
خضر مرغانم، از آنم سبزپوش
بوک دانم کردن آب خضر نوش
7
من نیارم در بر سیمرغ تاب
بس بود از چشمهٔ خضرم یک آب
8
سر نهم در راه چون سوداییی
می‌روم هر جای چون هر جاییی
9
چون نشان یابم ز آب زندگی
سلطنت دستم دهد در بندگی
10
هدهدش گفت: ای ز دولت بی‌نشان!
مرد نبود هرک نبود جان‌فشان
11
جان ز بهر این به کار آید تو را
تا دمی در خورد یار آید تو را
12
آب حیوان خواهی و جان‌دوستی
رو که تو مغزی، نداری پوستی
13
جان چه خواهی کرد؟ بر جانان فشان
در ره جانان چو مردان جان فشان

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor