Toggle stanza 1
کرده بود آن مرد بسیاری گناه
1
کرده بود آن مرد بسیاری گناه
توبه کرد از شرم، بازآمد به راه
2
بار دیگر نفس چون قوت گرفت
توبه بشکست و پی شهوت گرفت
3
مدتی دیگر ز راه افتاده بود
در همه نوعی گناه افتاده بود
4
بعد از آن دردی درآمد در دلش
وز خجالت کار شد بس مشکلش
5
چون به جز بی حاصلی بهره نداشت
خواست تا توبه کند زهره نداشت
6
روز و شب چون قلیه وی بر تابه‌ای
دل پر آتش داشت در خونابه‌ای
7
گر غباری در رهش پیوست بود
ز آب چشم او همه بنشست بود
8
در سحرگه هاتفیش آواز داد
سازگارش کرد، کارش ساز داد
9
گفت می‌گوید خداوند جهان
چون در اول توبه کردی ای فلان
10
عفو کردم، توبه بپذیرفتمت
می‌توانستم ولی نگرفتمت
11
بار دیگر چون شکستی توبه پاک
دادمت مهل و نگشتم خشم‌ناک
12
ور چنانست این زمان ای بی‌خبر
آرزوی تو که بازآیی دگر
13
بازآی آخر که در بگشاده‌ایم
تو غرامت کرده باز ایستاده‌ایم

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor