حکایت محمود و دیوانهٔ ویرانهنشین
Poet: Attar
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
Poetic form: Masnavi
Reciter: فاطمه زندی
Toggle stanza 1شد مگر محمود در ویرانهای
11
شد مگر محمود در ویرانهای
دید آنجا بیدلی دیوانهای
22
سر فرو برده به اندوهی که داشت
پشت زیر بار آن کوهی که داشت
33
شاه را چون دید، گفتش دورباش
ورنه بر جانت زنم صد دور باش
44
تو نهای شاهی، که تو دون همتی
در خدای خویش کافر نعمتی
55
گفت محمودم، مرا کافر مگوی
یک سخن با من بگو، دیگر مگوی
66
گفت اگر میدانیی ای بیخبر
کز که دور افتادهای زیر و زبر
77
نیستی خاکستر و خاکت تمام
جمله آتش ریزیی بر سر مدام

