بخش 5 - تمثیل در بیان سر پنهانی حق در عین پیدایی
شاعر: شیخ محمود شبستری
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
صنف: مثنوی
صداکار: رضا
Toggle stanza 1اگر خورشید بر یک حال بودی
11
اگر خورشید بر یک حال بودی
شعاعِ او به یک منوال بودی
22
ندانستی کسی کین پرتو اوست
نبودی هیچ فرق از مغز تا پوست
33
جهان جمله فروغِ نورِ حق دان
حق اندر وی ز پیدایی است پنهان
44
چو نورِ حق ندارد نقل و تحویل
نیابد ذاتِ او تغییر و تبدیل
55
تو پنداری جهان خود هست دائم
به ذاتِ خویشتن پیوسته قائم
66
کسی کاو عقلِ دوراندیش دارد
بسی سرگشتگی در پیش دارد
77
ز دوراندیشیِ عقلِ فضولی
یکی شد فلسفی، دیگر حلولی
88
خرد را نیست تابِ نورِ آن روی
برو از بهرِ او چشمی دگر جوی
99
دو چشمِ فلسفی چون بود اَحْوَل
ز وحدت دیدنِ حق شد معطّل
1010
ز نابینایی آمد رایِ تشبیه
ز یکچشمی است ادراکات تنزیه
1111
تناسخ زان جهت شد کفر و باطل
که آن از تنگچشمی گشت حاصل
1212
چو اَکمه بینصیب از هر کمال است
کسی کاو را طریقِ اعتزال است
1313
رَمَد دارد دو چشمِ اهلِ ظاهر
که از ظاهر نبیند جز مظاهر
1414
کلامی کاو ندارد ذوقِ توحید
به تاریکی در است از غَیْمِ تقلید
1515
در او هرچ آن بگفتند از کم و بیش
نشانی دادهاند از دیدهٔ خویش
1616
منزّه ذاتش از چند و چه و چون
«تَعالیٰ» شَانُهُ «عَمّا یَقولون»

