غزل شمارهٔ 118
Toggle stanza 1هر دل که قرین غم نباشد
11
هر دل که قرین غم نباشد
از عشق بر او رقم نباشد
22
من عشق تو اختیار کردم
شاید که مرا درم نباشد
33
زیرا که درم هم از جهانست
جانان و جهان بهم نباشد
44
با دیدن رویت ای نگارین
گویی که غمت ز غم نباشد
55
تا در دل من نشسته باشی
هرگز دل من دژم نباشد
66
پیوسته در آن بود سنایی
تا جز به تو متهم نباشد

