غزل شمارهٔ 277
Toggle stanza 1تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم
11
تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم
اندر صف دلسوختگان نام گرفتیم
22
در آتش تیمار تو تا سوخته گشتیم
در کنج خرابات می خام گرفتیم
33
از مدرسه و صومعه کردیم کناره
در میکده و مصطبه آرام گرفتیم
44
خال و کله تو صنما دانه و دامست
ما در طلب دانه ره دام گرفتیم
55
یک چند به آسایش وصل تو به هر وقت
از بادهٔ آسوده همی جام گرفتیم
66
امروز چه ار صحبت ما گشت بریده
این نیز هم از صحبت ایام گرفتیم
زمین

