غزل شمارهٔ 242

شاعر: سنایی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

قافیہ: ارم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
به دردم به دردم که اندیشه دارم
1
به دردم به دردم که اندیشه دارم
کز آن یاسمین بر تهی شد کنارم
2
به وقتی که دولت بپیوست با من
بپیوست هجرش به غم روزگارم
3
که داند که حالم چگونست بی تو
که داند که شبها همی چون گذارم
4
خیالش ربودست خواب از دو چشم
گرفتنش باید همی استوارم
5
ز من برد نرمک همی هوشیاری
کنون با غم او نه بس هوشیارم
6
اگر غمگنان را غم اندر دل آمد
چرا غمگنم من چو من دل ندارم
7
چون آن گوهر پاک از من جدا شد
سزد گر من از چشم یاقوت بارم
8
وگر من نپایم به آزاد مردی
ببینند مردم که چون بی قرارم
9
همی داد ندهد زمانه مهان را
اگر داد دادی نرفتی نگارم
10
چو من یادگارش دل راد دارم
دهد هجر گویی به جان زینهارم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور