شمارهٔ 178 - در مدح و نصیحت
Toggle stanza 1یارب تو هرچه بهتر و نیکوترش بده
11
یارب تو هرچه بهتر و نیکوترش بده
این شهریار عادل و سالار سروران
22
توفیق طاعتش دِه و پرهیز معصیت
هرچ آن تو را پسند نیاید بر او مران
33
از شرّ نفس و فتنهٔ خلقش نگاه دار
یارب بهحق سیرت پاک پیمبران
44
بعد از دعا نصیحت درویش بیغرض
نیکش بود که نیک تأمل کند در آن
55
دانی که دیر زود به جای تو دیگری
حادث شود چنانکه تو بر جای دیگران؟!
66
بیدار باش و مصلحت اندیش و خیر کن
درویش دست گیر و خردمند پروران
77
این خاک نیست گر به تأمل نظر کنی
چشمست و روی و قامت زیبای دلبران
88
نوشیروان کجا شد و دارا و یزدگرد؟!
گردان شاهنامه و خانان و قیصران؟!
99
بسیار کس برو بِگذَشتَست روزگار
اکنون که بر تو میگذرد نیک بگذران
1010
جز نام نیک و بد چه شنیدی که بازماند
از دور مُلک دادگران و ستمگران؟!
1111
عدل اختیار کن که به عالم نبردهاند
بهتر ز نام نیک، بضاعت مسافران
1212
خواهی که مهتری و بزرگی به سر بری؟
خالی مباش یک نفس از حال کهتران
1313
دنیا نیرزد آن که پریشان کنی دلی
گر مُقبلی به گوش مکن قول مُدبران
1414
این پنجروزه مهلت دنیا بههوش باش
تا دلشکستهای نکند بر تو دل گران
1515
از من شنو نصیحت خالص که دیگری
چندین دلاوری نکند بر دلاوران
1616
نیکاختران نصیحت سعدی کنند گوش
گر بشنوی سبق بری از سَعداختران
1717
بادا همیشه بر سر عمرت کلاه بخت
در پیشت ایستاده کمربسته چاکران
1818
تا آن زمان که پیکر ما هست بر فلک
خالی مباد مجلست از ماهپیکران

