قصیدهٔ شمارهٔ 13
Toggle stanza 1هر چیز کزان بتر نباشد
11
هر چیز کزان بتر نباشد
از مصلحتی به در نباشد
22
شری که به خیر باز گردد
آن خیر بود که شر نباشد
33
احوال برادرم شنیدی
فی الجمله تو را خبر نباشد
44
خرمای به طرح داده بودند
جرم بد از این بتر نباشد
55
اطفال و کسان و هم رفیقان
خرما بخورند و زر نباشد
66
آنگه چه محصلی فرستی
ترکی که ازو بتر نباشد
77
چندان بزنندش ای خداوند
کز خانه رهش به در نباشد
88
خرمای به طرح اگر ببخشد
از اهل کرم هدر نباشد
99
تا قوّت صبر بود کردیم
دیگر چه کنیم اگر نباشد
1010
آیین وفا و مهربانی
در شهر شما مگر نباشد
1111
در فارس چنین نمک ندیدم
در مصر چنین شکر نباشد
1212
هر شب برود ز چشم سعدی
صد قطره که جز گهر نباشد
1313
ما از سر مهر با تو گفتیم
باشد که کسی خبر نباشد
زمین

