شمارهٔ 134

Toggle stanza 1
خداوند کشور خطا می‌کند
1
خداوند کشور خطا می‌کند
شب و روز ضایع به خمر و خمار
2
جهانبانی و تخت کیخسروی
مقامی بزرگست کوچک مدار
3
که گر پای طفلی برآید به سنگ
خدای از تو پرسد به روز شمار

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اگر پرده برخیزد از روی کار

نبینی درین پرده جز روی یار

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 246

مرا جود او تازه دارد همی

مگر جودش ابر است و من کشتزار

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 56 - در مدح ابوالطیب طاهر مصعبی

کفیدش دل از غم، چون آن کفته نار

کفیده شود سنگ تیمار خوار

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقاربپاره 17

درخش، ارنخندد به وقت بهار

همانا نگرید چنین ابر زار

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقاربپاره 18

بدین آشکارت ببین آشکار

نهانیت را بر نهانی گمار

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقاربپاره 43

بدان که تن مردم را اصل از خاک است و خاک به واسطۀ ادوار افلاک و شعاع کواکب و امتزاج و اعتدال عناصر صورت خاکی را بگذارد و به صورت نبات مکون شود. بعد از آن غذای حیوان شود و آنگاه حیوان غذای انسان گردد و شاید که آن نبات خود غذای انسان شود. فی الجمله آن غذا را در مقدمه، قوت جاذبه جذب کند و ماسکه نگاه دارد و هاضمه هضم کند و ممیزه کثیف را از لطیف جدا کند و دافعه کثیف را از راه اَمْعاء دفع کند و این حالات در معده باشد.

آنگاه آنچه لطیف باشد از معده نقل کند به جگر به واسطۀ قوّۀ جاذبه و در جگر همان قوت​هاهمین فعل کنند که درمعده کردند. آنگاه هرچه کثیف بود به سه قسمت گردد: یک قسم به زهره رود و صفرا شود. قسم دیگر به سپرز رودو سودا گردد و قسم دیگر به مثانه رود و بول شود. و آنگاه هرچه لطیف باشد به عروق رود خون شود و در عروق همین قو​تها یک بار دیگر همان عمل​ها کنند و لطیف از کثیف جدا کنند.

شیخ محمود شبستریمرآت المحقّقینباب پنجم در مبدأ و معاد

بزرگی نماند بر آن پایدار

که مردم به چشمش نمایند خوار

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 40

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور